۱۳۸۹ مهر ۲, جمعه

عصرانواع فحش در شغل های مختلف

یک درشکه‌چی:
تف برویت، کپی اوغلی. حیوون علیشاه، مگر اینجا طویله است؟ لامروت مثل خیابان سنگفرش می‌ماند!
والله می‌زنمت، آهای، بپا، خبردار ننه، آبجی، خواهر، آقا می‌گیرم سوتت می‌کنم که دو کورس اونطرف‌تر
بیایی پایین، احمق،‌ زردنبو، رنگش مثل پهن می‌ماند!
یک خیاط:
ای بی قواره، بد برش، بی آستر. وقیح پرروئه. به خدا چاک دهنت را می‌دوزم. گوشهایت را قیچی
می‌کنم .
مرده‌شور صورت آبله‌ای سوزن سوزنیت را ببره، در عالم رفاقت صد دفعه ترا پرو کردم اما باز هم ناصاف از
آب درآمدی. خوبه، بسه دیگه، جلوی حرفهایت را درز بگیر... باشه، باشه این بود اجرت. بیست سانتیمتر
دوستی من که حالا با دو ذرع و سه چارک قد،‌ قلب مرا بشکافی؟!
یک حاحی بازاری محتکر:
دِهه... چک بی‌محل را تماشا کن. سفته سوخت شده را ببین. دلال مظلمه را بپا! مردیکه، پنجاه و سه
پارچه آبادی که دارم توی سرت بخوره، الهی زیر ماشین بیوک بری، خیر ندیده بی‌اعتبار. به خدا یک انبار
خری! هیچ هم از خریتت کمتر نمی‌شه. تف تما مستاجرینم به ریش پدرت، درد و بلای سرقفلی‌هام
بخوره توی کاسه سرت. محتکر حماقت و لجاجت! برو حجره‌ات را تخته کن عمو

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر